!-.-.-Design By : pichak.net-.-.->
خیلی وقته متحیرم
متحیر خیلی لفظ سنگینیه
گاهی آدم میدونی کجا میخواد بره و خوب راهش روگم کرده دنبال راهش میگرده
اما تحیر یه پله بالاتره یعنی اصلا نمیدونی کجا میخواهی بری که دنبال راهش بگردی
من خیلی وقته توتحیرم
نمیدونم چطوری از تحیر در بیام
راه سخته انگار باید کوهی کند تا یکگوهری را پیدا کرد
خیلی کوه روکندم اما انگار یک قدمی گوهر خسته شدم، بی حوصله شدم ،بی حس شدم، داغون شدم،توقف کردم، دیگه حسش نیست کوه بکنم برای پیدا کردن گوهر وجودم
امیدوارم هرچه زودتر این دوران تموم بشه یه تصمیمی برای آیندم بگیرم و یک گوشه ی تاریخ رو بسازم
این دوران به شدت طاقت فرسا میگذره اما سخت میگذره جون به لب میکنه تا بگذره اما خوب بازهم خوبه که امید هست هرچند عملی نمیکنیم به امید
پس از مدت ها نوشتن سخت بود اما نوشتم
برچسب:
نویسنده: رها کریمیپور